۱۴۰۴ دی ۱۶, سه‌شنبه

این جنبش سرِ ایستادن ندارد!

 جنبشی که از هشتم دی ‌ماه با بپا خاستن بازاریان دوباره جرقه خورد، تنها در یک هفته با شدتی بیشتر و در میان اقشار گسترده‌تری ادامه یافت و خیلی زود از اعتراض اقتصادی بازاریان و اصناف فراتر رفت. هرچند ریشه‌های این اعتراض در اقتصاد ویران، تورم افسارگسیخته و وضعیت معیشتی مردمی است که هر روز فقیرتر می‌شوند، اما بار دیگر شعارها بسرعت، بسوی آزادی های بنیادین و سرنگونی رژیم گرایش پیدا کرد.

در ایران، هر خیزشی با هر انگیزه و مطالبه‌ ای، خیلی زود در شعار آزادی و نفی تمامیت جمهوری اسلامی گره می‌خورد. اعتراضات بازنشستگان، غارت‌شدگان، معلمان، کادر درمان و اصناف مختلف در این سال‌ها غالباً به ‌سرعت از کادر مطالبات صنفی عبور کرده و در شعارهای آزادی‌ خواهانه ادامه یافته اند. جنبش‌هایی که هر روز وسیع‌تر و شعله‌ ورتر میشوند.

در دی‌ ماه ۱۳۹۶، هم‌زمان با ریاست‌جمهوری روحانی، یکی از گسترده‌ ترین اعتراضات سراسری در پی بحران مؤسسات مالی و صندوق‌های قرض‌الحسنه، به سرعت بیش از هفتاد شهر را در بر گرفت. رژیم با دستگیری‌های گسترده و کشتار معترضان، موقتاً آن را فرو نشاند.

در آبان ماه ۱۳۹۸، افزایش قیمت بنزین، جرقه یک خیزش دیگر شد. اعتراضاتی که در ظاهر صنفی بودند، اما در عمق، سیاسی و ساختارشکن، یکی از شدیدترین رویارویی‌های مردم با جمهوری اسلامی را رقم زدند. حکومت با قطع کامل اینترنت، کشتاری گسترده و خاموش به راه انداخت. خیزشی که می‌توانست به سرنگونی رژیم منجر شود، با خشونت حداکثری سیستم سرکوب جمهوری اسلامی و قطع ارتباط مردم، موقتاً با بجا گذاشتن هزاران زندانی و جان ‌باخته، مهار شد.

در سال ۱۴۰۰، دامنه خیزش خوزستان در اعتراض به بی‌آبی بسرعت به شهرهای بزرگی چون اصفهان و تهران کشیده شد. پس از آن، معلمان، بازنشستگان و دیگر اقشار با خواسته های صنفی به صحنه آمدند.

اما نقطه اوج و قله تمام این خیزش‌ها، شهریور ۱۴۰۱ و اعتراض سراسری به قتل مهسا (ژینا) امینی بود، خیزشی که با نام تاریخی " زن، زندگی، آزادی " جهانی شد. جنبشی که هوشمندانه حق آزادی پوشش و انتخاب آزادانه زنان به کانون مطالبه بدل کرد و با وجود سرکوبی بی ‌رحمانه و کشتار گسترده نوجوانان و جوانان، به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای خود دست یافت : تثبیت انقلاب " زن، زندگی، آزادی" در بطن جامعه و دگرگون سازی نگرش سنتی که ریشه در تار و پود مذهب داشت.

انقلابی که باعث شد حتی مادران سالخورده‌ای چون گوهر عشقی و بسیاری دیگر از مادران دادخواه، همچنین شمار بسیاری از هنرمندان و اقشار مختلف مردم، حجاب از سر برداشته و آزادی پوشش را به یک واقعیت اجتماعی بدل کنند. هزینه این دستاورد بسیار سنگین بود، اما حکومت دیگر نتوانست مانند گذشته سرکوب سازمان ‌یافته و گسترده زنان را در مسئله حجاب ادامه دهد. گشت‌های رسمی حجاب، یکی پس از دیگری، از ترس واکنش مردم از خیابان‌ها جمع شدند.

این انقلاب، جز با همبستگی زنان و مردان آزاده ممکن نمی‌شد. مردانی که آگاهانه انتخاب کردند کنار زنان بایستند، نه از سر لطف، بلکه برای پاس گذاشتن ارزش و کرامت انسانی خودشان. مردانی که باور داشتند، آزادی زن، یکی از شروط بنیادی، آزادی جامعه است و ایستادن پشت زنان، ایستادن پشت آینده‌ای انسانی‌تر برای همه میباشد.

کسانی که می‌کوشند شعار واقعی مردم را به شعارهایی چون " مرد، میهن، آبادی " یا " زن، زندگی، مقاومت " تقلیل دهند، به‌نظر من اساساً از این تحول عمیق اجتماعی که به پایان مشروعیت نگاه سنتی انجامید، چیزی نفهمیده‌اند. عده‌ای دیگر نیز با شعارهای به‌اصطلاح چپ‌گرایانه، اصل انقلاب زنانه و شعار مشخص آن را انکار می‌کنند و با همان " چپ‌روی کودکانه" ‌ای که لنین توصیف می‌کرد، آن را به سخره می‌گیرند.

واقعیت اما روشن است: زنان و مردان ایران در شهریور ۱۴۰۱ انقلابی باشکوه را رقم زدند. انقلابی زنانه با نام " زن، زندگی، آزادی ". این حقیقت را نمی‌توان با هیچ ترفند لفظی یا شعاری انکار کرد.

پس از موج اعدام‌ها و سرکوب‌های گسترده حکومت برای خاموش کردن نطفه هر اعتراض، بار دیگر در هشتم دی‌ماه امسال شاهد اعتراضات صنفی–اقتصادی بودیم که از بازار آغاز و بسرعت فراگیر شد. این اعتراضات، آتش همیشگی زیر خاکستر جامعه ایران را دوباره شعله ‌ور کرد. این‌بار جنبش از مطالبه " زن، زندگی، آزادی " فراتر رفته و آزادی و عدالت در سطحی همگانی را فریاد می‌زند.

جنبشی که امروز در خیابان‌ها می‌بینیم، جنبشی فراگیر است، همه اقشار را دربر می‌گیرد. حتی بخش‌هایی از جامعه مذهبی و زنان چادری نیز به صحنه آمده‌اند تا بگویند جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند. بنظر من، مصاحبه شجاعانه ترانه علیدوستی چند روز پیش از آغاز این اعتراضات، نقشی مثبت در گسترش آن ایفا کرد. امروز حتی هنرمندانی چون همایون شجریان ـ که پیش‌تر هرگز در کنار اعتراضات نایستاده بودند ـ به همراه جمعی دیگر از هنرمندان، مخالفت خود را با جمهوری اسلامی علنی کرده‌اند.

این همان چیزی است که ترانه می‌گوید: این انقلاب است؛ می‌آید توی خانه‌ ات، درگیرت می‌کند. دیگر نمی‌توان بی‌تفاوت ماند.

امروز، هر شعار انحرافی، هرگونه مصادره ‌ی صدای مردم و هر بحثی که مسیر این جنبش را از اهداف اصلی‌اش منحرف کند، در عمل همدستی با سرکوبگران جمهوری اسلامی است.

کاری که ما می‌توانیم بکنیم روشن است: اگر در ایران هستیم، کمک به گسترش این اعتراضات با شعارهای محوری آزادی‌خواهانه و در جهت سرنگونی. و اگر در خارج از کشوریم، میتوانیم صدای مردمی باشیم که در خیابان‌ها جانشان را در کف دست گذاشته اند.

گوناگونی دیدگاه‌ها در هر جامعه‌ای امری طبیعی است و در فضایی سالم، به‌جای درگیری، می‌تواند به رشد فکری و بالندگی اجتماعی بیانجامد. اما پشت آنچه امروز ‌بصورت درگیری‌های نظری و حتی فیزیکی دیده می‌شود، غالباً دستگاه امنیتی رژیم قرار دارد، دستگاهی که می‌کوشد با کشاندن همه به یک بازی روانی، جامعه را فرسوده و از مسیر اصلی منحرف کند.

این جنبش، جنبش مردم است، نه میدان رقابت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی. اگر این اعتراض‌ها به انقلاب و سرنگونی رژیم منتهی شود، صندوق‌های رأی در فردای ایران آزاد، ‌بروشنی نشان خواهند داد که مردم چه می‌خواهند. امروز زمان جنگ قدرت نیست. زمان ایستادن در کنار مردم است.

اینکه خیزش کنونی به کجا خواهد رسید، هنوز بروشنی قابل پیش‌بینی نیست. شاید مردم بار دیگر زیر فشار سرکوب، ناگزیر به عقب‌نشینی موقت شوند. اما این حقیقت غیر قابل انکار است: این انقلاب سرِ ایستادن ندارد! جنبشی است خرمن‌سوز که دیر یا زود، ریشه‌های پوسیده جمهوری اسلامی را به خاکستر خواهد نشاند.

عاطفه اقبال - 6 ژانویه 2026 برابر با 16 دی ماه 1404

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر