۱۴۰۰ خرداد ۵, چهارشنبه

ازدواج های مبارزین قبل از انقلاب سال ۵۷

قبل از اینکه وارد ازدواج تشکیلاتی در مجاهدین بشوم. میخواهم بخشی دیگر از خاطراتم که به این گونه ازدواج ها برمی گردد را منتشر کنم تا ازدواج های تشکیلاتی که ریشه اش در مبارزه مخفی سازمانها و گروه ها در زمان شاه بود بیشتر ملموس شود.
بعد از آزادی ابوذر ورداسبی از زندان اواخر سال ۵۶ ، توسط برادر بزرگترم که از اعضای کانون دفاع از زندانیان سیاسی بود. با او آشنا شدم.
ابوذر که رشته تحصیلی اش حقوق قضایی در دانشگاه تهران بود، در سال ۱۳۵۰ به مدت یکسال به دلیل فعالیت های دانشجویی در زندان بسر برده بود. او دوباره در سال ۵۳ دستگیر و اینبار بعد از تحمل بیش از سه سال حبس، آزاد شد. پدر ابوذر که صاحب یک قهوه خانه کوچک در جویبار قائمشهر بود، بخاطر طرفداری از مصدق دو سال زندان کشیده بود. این پدر در زمان خمینی نیز دوباره دستگیر شد و بعد از آزادی وقتی ماموران اطلاعاتی به او خبر دروغین اعدام ابوذر را دادند، سکته کرد و از دنیا رفت.
اولین دیدارم با ابوذر ورداسبی و شنیدن ماجرای زندان و شکنجه اش مرا سخت تحت تاثیر شخصیت آرام و قاطع او قرار داد. انگشتان پایش بر اثر شکنجه له شده بود و موقع راه رفتن می لنگید. نگاه نافذ و دوست داشتنی اش انسان را تحت تاثیر قرار میداد.
زمانی نگذشته بود که به همراه برادرم در مراسم ازدواج او و فاطمه فرشچیان که دانشجوی پزشکی بود، شرکت کردم. پدر فاطمه، محمود فرشچیان نقاش شناخته شده ای بود. فاطمه در این مراسم یک پیراهن ساده بجای لباس سفید عروسی بر تن داشت. خانواده فاطمه فرشچیان که متعلق به قشر مرفه جامعه بودند با ازدواج او با ابوذر که متعلق به یک خانواده ساده روستایی در جویبار قائمشهر بود، موافق نبودند. اما فاطمه و ابوذر روی این پیوند اصرار داشتند. ازدواج بچه های سیاسی آن زمان الزاما نه از موضع عشق و علاقه بلکه بیشتر یک ضرورت محسوب می شد. برای بوجود آوردن خانه های تیمی دو نفره که بتوانند بصورت آزاد و بدور از محدودیت هایی که در خانواده ها وجود داشت، به کار سیاسی و مبارزاتی بپردازند. البته غالبا بعد از ازدواج چون هدف مشترک مبارزاتی وجود داشت، علاقه و دوست داشتن هم بوجود می آمد. ازدواج فاطمه و ابوذر در میان تنش دو خانواده صورت گرفت.
بعد از مدتی به دعوت ابوذر و فاطمه، یک تیم سه نفره آموزشی تشکیل داده و با هم به خواندن کتاب و مرور مسائل روز می پرداختیم. با اینکه ابوذر به لحاظ آگاهی و اندیشه در سطح بسیار بالاتری از من و فاطمه قرار داشت و در روشنگری به مثابه استاد نقش مهمی برایمان ایفا میکرد. اما چنان برخورد متین و افتاده ای داشت که هیچ تفاوتی بین خود احساس نمی کردیم. رابطه سه نفره صمیمانه و دوستانه ای بینمان شکل گرفته بود. در شرایط آشفته جامعه در آنروزها که به بن بست رسیده و اکثر اعضای گروه های چریکی دستگیر شده و در زندان بودند، ما هر هفته یک جلسه مخفی با چشم انداز تشکیل نهادهای کوچک چریکی تشکیل میدادیم. خواندن کتابهای ممنوعه و جزوه های مخفی در دستور کارمان بود. بعد از مدتی جاوید که دانشجوی دانشگاه ملی بود، به جمع ما پیوست. و این آغاز یک رابطه بود.
عاطفه اقبال - 26 می 2021
- فاطمه و ابوذر در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند. از آنها یک پسر بنام مسعود و یک دختر بنام ماندانا بجا مانده است که نزد مادر فاطمه که خود زنی بسیار شجاع و دوست داشتنی بود، بزرگ شدند. بعد از مرگ این مادر در آلمان ، خانواده فرشچیان هر دو را نزد خود بردند.
- ابوذر ورداسبی نویسنده ای بود که از او آثار متعددی به جا مانده است: ایران در پویه تاریخ - علل کندی و ناپیوستگی تکامل جامعه فئودالی ایران- جزمیت فلسفه حزبی
ابوذر ورداسبی در یکی از تحلیل هایش می نویسد: «آن یکی یعنی شاه، دیکتاتوری و استثمار و ارتجاع مدرن رو نمایندگی می‌کرد و این یکی یعنی خمینی مظهر ستم و تجاوز در اشکال سنتی و قدیمی آن است، سمبل ارتجاع ضدتاریخی است. ارتجاع ضدتاریخی یعنی چه؟ یعنی نه‌فقط تلاش می‌کند که جریان انقلاب، چرخ انقلاب را به عقب برگرداند، بلکه مذبوحانه تلاش می‌کند و می‌خواهد که چرخ تاریخ و چرخ زمان را هم به عقب ببرد و به عقب برگرداند. در یک کلام سمبل و ثمره روابط و مناسبات و رسومات و اخلاقیات ماقبل سرمایه‌داری است. مادون سرمایه‌داری است، سمبل ارزشهای مادون تمدن جدید است. و به همین جهت جانی‌تر، و وحشی‌تر و پلیدتر و ناپاکتر است. و لاجرم ناحق‌تر و نامشروع تراست».)


کامنت ها:

Simin Alishahi
مرسی از عکس فاطمه فرشچیان ...پدرش خیلی با آخوند ها ساخت و پاخت میکنه

Atefeh Eghbal
بله آنها از ابتدا با فعالیت های فاطمه و ابوذر کاملا مخالف بودند.

Simin Dabiri
پس بیچاره بچه هایی این دو زنده یاد

Atefeh Eghbal
اتفاقا بچه هایشان بچه های خیلی خوبی شدند و هر کدام در حال حاضر زندگی خودشان را دارند. اما بله آن زمان بعد از کشته شدن ابوذر و فاطمه در عملیات فروغ جاویدان مجاهدین،  در سوگ پدر و مادر به این بچه ها خیلی سخت گذشت. اما مادر و خانواده ابوذر آنها را در دامن پر مهر خود بزرگ کردند و بعدها به نزد پدر و مادر فاطمه رفتند.

Masoud Azarnoush
من موندم چرا با این افکار مترقی که داشت هنوز در سازمان مجاهدین بود و خودش را به کشتن داد . برای من جای تعجب است

Atefeh Eghbal
مسعود عزیز اکثر ما افکار مترقی داشتیم و با مجاهدین نیز بودیم. مجاهدین در ابتدا اینگونه نبودند. در سیر زمان متحول شدند. این تحول را در خاطراتم بصورت پیوسته توضیح داده ام. و سرجمع منتشر خواهم کرد. همچنین چگونگی رفتن ابوذر به عملیات و فعال شدنش در رابطه با مجاهدین را

Mohammad Reza Javadi
درودبرشما خانم اقبال.همه کسانی که بعداز ازدواج کذایی دررکاب مجاهدین ماندن وجنگیدن مسئول اعمال خودشان هستند وباید به جامعه ایرانی یه توضیحی بدهند که چرا باوجود نخبه بودن جامعه به این انحراف تن دادند.ایاازروی اجبار بود یا ازروی تعصب کور؟.مجاهدین کنونی با مجاهدین بعداز ازدواج کذایی هیچ فرقی نکردند وانها که تن به این انحراف دادند و به هشدارهای دیگران توجه نکردند بدون شک شریک این انحرافن ازجمله خودزنده یاد ورداسبی که اوایلش بسیار به این اقدام معترض بود ونمیدانم چی شد که تغییر موضع داد.

Masoud Azarnoush
عاطفه جان از این جهت که ایشان موضع خوبی راجع به خمینی داشت و میگفت که تاریخ را به عقب بر میگرداند و علیه خمینی بود و ما میدانیم که مجاهدین هم یک سازمان مذهبی بود از این جهت میگم که جایش در سازمان مجاهدین نبود

Shahram Irani
به هرحال افکار ارتجاعی اسلامی هم در همه پدران و مادران ما چه روشنفکرو چه عادی نهادینه شده بود و خطر اسلام را هیچوقت نفهمیدند. اگر به جای مبارزه با حکومت به مبارزه با افکار ارتجاعی اسلامی میپرداختند حکومت هم خودبخود درست میشد.

Atefeh Eghbal
اتفاقا ابوذر مذهبی بود. یک کتاب در مورد اسلام شناسی هم نوشته. در مورد خمینی تمام ما چنین نظری داشتیم. مجاهدین هم همین نظر را داشتند. به موضع گیری های مصلحتی شان در ابتدای انقلاب نگاه نکنید. بیخود نبود که بلافاصله این رابطه با درگیری کشیده شد.

Sima Mahzari
موضع گیری مصلحتی در آغاز انقلاب، تواب شدن مصلحتی در زندان ،
و اتخاذ سیاستهای ارتجاعی مصلحتی بعد از آن
عاطفه جان فکر میکنی چرا سازمان مجاهدین همواره بدین مصلحت ها احتیاج داشت؟ ریشه اینگونه تفکر در کجا بود؟

Atefeh Eghbal
سیما جان این موضوع یک بحث بلند است. و باید در مورد آن توضیح داد. حتما در نوشته هایم به آن خواهم پرداخت.

Laleh Bazargan
یادشان گرامی، فکر می‌کنم با مهندس میرحسین موسوی هم البته قبل از انقلاب دوستی ای داشتند.

Atefeh Eghbal
در رابطه با این رابطه مطلع نیستم لادن جان

Mahsa Feyzi
دختر استاد فرشچیان؟! چقدر جالب و عجیب. روحشون شاد

Atefeh Eghbal
بله دختر نقاش معروف فرشچیان

Mahsa Feyzi
 چه سرنوشتهای عجیبی... حیف از آن جوانها

Simin Dabiri
 این استادی را که نوشتید قبلا یکی گفت با رژیم خیلی زد و بند داره...

Mahsa Feyzi
در زمینه نقاشی سبک مینیاتور واقعا استاده و صاحب سبک. اطلاعی درباره زدوبند و... ندارم اما هنرش خیلی زیباست.البته تابلوهای مذهبی مثل تابلوی عاشورا و امام رضا و... کشیده و البته در مجموعه سعدآباد یک بخش کامل به آثار او تخصیص دادند .اما تا حالا نشنیدم از رژیم حمایتی کرده باشه

Atefeh Eghbal
بله من هم در رابطه با زد و بند او با رژیم چیزی نشنیده ام.

Morteza Assadi
 من نمیدونم چرا بدون داشتن اطلاعات دقیق از افراد ما به راحتی ترور شخصیت میکنیم.

Morteza Assadi
من استاد فرشچیان را از نزدیک میشناسم،اهل زد و بند با هیچکسی نیست و کلا اهل سیاست نیست...در دوران خاتمی به دنبال یک هنرمند بودند که وجهه جهانی داشته باشد که با او بتوانند پُز بدهند،بدون اینکه جناب فرشچیان از این موضوع اطلاعی داشته باشد،طی مراسمی به عنوان هنرمند مطرح ملی از ایشان تجلیل شد.در مراسم تجلیل علاوه بر لوح تقدیر پنجاه عدد سکه تمام بهار آزادی به ایشان هدیه دادند که در همانجا در حضور حاضرین در مراسم سکه ها را به آستان قدس رضوی بخشید.
استاد فرشچیان با دستان پرتوانش خود سکه ساز بود نیازی به سکه های آقایان نداشت...
از یک هنرمند غیر سیاسی نباید انتظار دیگری داشت.

Mina Siegel
جالب است که در ویکوپیدیا در معرفی استاد فرشچیان مینویسد که ایشان سه فرزند دارند ( یعنی هنوز هم دارند) ، علیمراد ، لیلا و فاطمه . غلیمراد دکتر است در امریکا ، لیلا تحلیلگر رفتار است در امریکا. اما اصلا اشاره ای به فاطمه نمیکنند!.

Atefeh Eghbal
بله نمی خواهند به وضعیت فاطمه اشاره کنند.

Zoya Amin
حیف چنین جوون‌هایی...
ممنون که می‌نویسی عاطفه جان

Faezeh Sojodi
حيف وصد حيف كه چه جان هاىً شريفى در ان عمليات بى دليل از بين رفت

Masoud MeymanatJavid
افرادی که قبل از ۵۷ بخصوص از طبقه مرفه ویا حتی دانشجو جانشان و زندگی شان را وقف مبارزه با شاه میکردند از هر دو جناح چپ و مجاهد اکثرن صادقانه برای بهروزی خلق اینکارو می کردند. امروزه این امر الزامن صادق نیست.

Ahad Nemonehkhah
روح و روان همه جانباختگان آزاداندیش شاد ,,نفرین بر ستم پیشه گان

Nasser Asgary
دهها هزار فاطمه و ابوذر قربانی این وضعیت شدند.

Reza Tajik
به همین سادگی هردو در عملیات فروغ کشته شدند .

Ahmadreza Amoezedi
یاد ابوذر ورداسبی و همسر دلاورش گرامی و با تشکر از شما خانم اقبال عزیز که برانید تا ارزش‌های شکل گرفته حاصل تحولات تاریخی ۱۵۰ سال گذشته ایران را نگهبانی کنید

Atefeh Eghbal
ممنونم احمد رضای عزیز، امیدوارم که بتوانم این مسئولیت را بدرستی تا به انتها انجام دهم. این تاریخ واقعی ما است. تک تک این بچه ها ارزش های انسانی بی نظیری بودند که جای خاصی در ساختن این تاریخ دارند. من گاه احساس می کنم کسی اینها را نمی شناسد. تک تک بچه هایی که با مجاهدین یا با نیروهای دیگر بودند خودشان یک تاریخ و یک حماسه با خود دارند.

Mehrdad Saberi
در صداقت و عشق شان به بهروزی مردم ایران شکی نیست.


Iraj Javadi
عاطفه جان اگه میخوای این نوشته ها رو بخاطر کم‌حوصله بودن بعضی از خوانندگان و یا هر علت دیگری لقمه لقمه بنویسی تصمیمش با خودته. ولی میشه برای اون خوانندگانی که آنها رو دوست دارن و با علاقه میبلعن یه جایی بزاری که بریم بخونیم و البته ستایشت هم بکنیم.

Atefeh Eghbal
 ایرج عزیز، هر وقت کامل شد حتما به صورت کتاب منتشر خواهم کرد. تا آن زمان اجازه بدهید فعلا همین قسمت به قسمت بگذارم. ممنون که میخوانید

فرداد راستین
من بخشی از آثار ابوذر ورداسبی را سالها پیش خوانده بودم و یکی از دلایل خشم و نفرتم نسبت به رهبری فرقه مجاهدین قربانی کردن چهره هایی چون ابوذر برای دستیابی به توهمات ذهنی و خودکامگی رجوی بود.

مسعود پیوسته
ممنون خانم اقبال عزیز
خیلی خوب می نویسید.
همچنان با شوق می خوانم.
خاطرات تان شنیدنی است.

Atefeh Eghbal
به شوق خوانندگانی چون شما می نویسم. ممنون که هستید. 

Ario Yaghoubvand
درود بر شما و سپاس از مرور شرایط و جو حاکم بر بخشی از جنبش انقلابی آن دوران از تاریخ کشورمان!
واقعیت این است که هم جنبش مجاهدین و هم جنبش فدایی از جوانان صادق و پرشوری تشکیل شده بود که "جان بر کف" برای سعادت مردم (خلق) و عدالت اجتماعی خود را سازماندهی می کردند.
اینکه انسداد سیاسی یکی از علل روی آوردن این جوانان به مبارزه چریکی و مسلحانه در آن زمان بود بحث دیگری است. اما مدل هایی که برای رسیدن به این اهداف معرفی می شد از طرف مجاهدین حکومت علی و یا تشیع سرخ علوی، و از جانب فدائیان نمونه کوبا بود، که البته بعدا با نزدیکی به حزب توده مدل شوروی بیشتر مد نظر بود.
بنابر این اکر هم ما فرض کنیم جریان روحانیت شیعه به رهبری خمینی در رهبری انقلاب قرار نمی گرفت و این دو جریان مشترکا به حاکمیت می رسیدند ناگزیر بعد از مدتی باید یکی از آنها دیگری را حذف می کرد. نمونه های تاریخی اینگونه رخداد ها را هم در جنبش جنگل و هم در تشکیلات مجاهدین (انشعاب پیکار) می توان مشاهده کرد. حالا این بحث که چه سناریو هایی می توانست پیش بیاید و دو ابر قدرت آمریکا و شوروی چگونه در این رابطه می توانستند عمل بکنند بماند.
اما مجموعه شرایط و شواهد و روابط نیروهای شرکت کننده در انقلاب بهمن بیانگر این است که ما به عنوان یک ملت هیچگونه آمادگی برای یک انقلاب هدفمند نداشتیم‌. دموکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی به هیچ وجه در دستور کار نبود‌.
تنها نیروهائی (متشکل) که شاید تصویری از دمکراسی در برنامه خود داشتند جبهه ملی و نهضت آزادی بودند که جبهه ملی به علت چند دستگی نتوانست نقش تاریخی خود را ایفا کند و نهضت آزادی هم متهم به "لیبرال" می شد و خود آقای بازرگان هم بعد مدت کوتاهی اعتراف فرمودند که امید "باران" ایشان گویا دارد به "سیل" بنیان کن تبدیل می شود.

Atefeh Eghbal
 اینکه اگر به قدرت می رسیدند چه میشد یا نمیشد را امروز نمیتوان حدس زد برای اینکه پارامترهای مختلف می توانست در آن دخیل باشد. و در ثانی مسئله ای از امروز ما حل نمیکند. دلایل انقلاب و چگونگی اش در این چند خط نمیگنجد اما تنها روی یک نکته مایلم تکیه کنم که جوانانی مثل ما هدفمان نبرد با بی عدالتی و خفقان بود. دستگیری یک دانشجو بخاطر خواندن کتاب یا فعالیت های صنفی دانشجویی در دانشگاه دیکتاتوری محسوب میشد و قاعدتا راه را برای مخالفتها هموار میکرد. خواست ما آن زمان حقمان بود. حق حرف زدن آزاد و نترسیدن از بیان نظراتمان. حق انتقاد نارسائی های جامعه. حق اعتراض به تک حزبی و ...

Mohammad Reza Javadi
هزارافسوس بخاطر این جانهای شیفته که اینگونه پرپرشدن

Chista Taat
ما رو به خاک سیاه نشوندن با ایدئولوژیها و عملکردهاشون.

Atefeh Eghbal
منظورتان این است شاهی که خود را سایه خدا می نامید و آخوندها از دربارش بودجه ماهانه دریافت می کردند که در مساجد ثنایش را بگویند راه را برای خمینی باز کرد و مردم را به خاک سیاه رساند. اگر اینگونه است با شما موافقم. وگرنه کسانی مثل ابوذر و فاطمه مبارزه شان برای آزادی و دمکراسی بود. به چه دلیل ابوذر باید فقط بخاطر فعالیت دانشجویی دستگیر و یکسال در زندان بگذراند. به چه دلیل بعد دوباره دستگیرش کردند و پاهایش بر اثر شکنجه در زندان له شد. حداقل آنچه که من می نویسم واقعیات آنروزها است که شاهد عینی اش بوده ام.

Chista Taat
ما در مسیر پیشرفت بودیم. مگر همه کشورهای دنیا پاک و بی عیب هستند آن همه عملکرد شاه عزیز به چشمشان نیامد؟ مگر تاریخ نخوانده بودند؟ رضا شاه و پسرش کشوری در حال فروپاشی را از قاجار وطنفروش و بی عرضه تحویل گرفتند و ما را در ردیف کشورهای معتبر دنیا قرار دادند. نتیجه عملکرد مخالفان و به اصطلاح روشنفکران آن دوره شد نابودی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و .... که حتی به فرض محال شخصی مانند رضا شاه با همان نیت سازندگی و جدیت بر سر کار بیاید سده ها طول میکشد تا نسلی سالم و بدون آسیبهای این انقلاب بپروریم. کلش اندکی چشمانشان را باز میکردن. کاش.

Atefeh Eghbal
جمع کنید از خاک پاشیدن در چشم مردم. از تحریف حقایق، رو در روی مایی که شاهدان زنده آن دورانیم. کدام پیشرفت؟ پیشرفتی که بر پایه یک حزبی و حزب فقط حزب رستاخیز صورت گرفته باشد ارزانی خودتان باد. پیشرفتی که با دستگیری هر کس که یک کتاب بقول آنها ممنوعه میخواند همراه باشد. پیشرفتی که حلبی آباد و گودها و آجرپز خانه هایی که کودکان در آن کار میکنند بر پا باشد. با چه رویی این چنین دروغ می گوئید. آمدن خمینی نتیجه بلافصل افکار عقب افتاده و ارتجاعی شاه و خاندانش بود. آخوندهایی را که همیشه پشت سر شاه در حرکت بودند را نگاه کنید بیشتر می فهمید. بله امروز خیلی بدتر است . اما این بدتر نتیجه همان دیکتاتوری فردی است. آنقدر این رژیم جنایت کرده که امثال شما به خود جرات می دهید بیایید از جنایات و دیکتاتوری شاه دفاع کنید. شاه اللهی ها دقیقا به مثابه حزب اللهی ها برای دمکراسی و آزادی خطرناک هستند.

Chista Taat
این گندها نتیجه عملکرد شما و امثال این اشخاص و توده ایها و مجاهدین و گروههای دیگری بود که توهم دانایی داشتید. کاش هرگز در این مرز و بوم نبودید. من و هم نسلان من و نسلهای پس از ما هرگز شما را نمی بخشیم. گرچه تنبیه شدید اما هرگز کافی نیست.

Atefeh Eghbal
گند را شما زدید و آن شاهی که پرستش میکنید و برایتان خدا بود. آنکس که تنبیه شد شما و شاهنشاهتان و خانواده اش بودند. شما کسی نیستید که ما را ببخشید یا نبخشید! بروید با اوهام خود سرگرم باشید و برای خودتان شاه و فرح بازی درست کنید که بقول مردم دیگه تمومه ماجرا! ننگ سلطنت و امثال شما در تاریخ خواهد ماند. من دوستانی دارم که طرفدار سلطنت هستند نه آنها در میان خاطرات من مزه پرانی می کنند و نه من، وقتی آنها در صفحه شان از سلطنت می نویسند دخالت می کنم. شما هنوز یاد نگرفته اید که افکار مختلف را به رسمیت بشناسید. هنوز هم در رویای دیکتاتوری شاه مانده اید. همان بهتر که خودتان از صفحه ام بیرون رفتید.

Hassan Moeini
ایران در پویه تاریخ و جزمیت فلسفه حزبی وی را 58 یا 59 خوانده بودم ، از معدود کتاب هایی بود که خط سازمانی نداشت و در انزمان حتی جنبش مسلمانان مبارز ( دکتر پیمان و ... ) هم توصیه به مطالعه اش داشتند . بر خلاف نظر دیگر دوستان که در این دوران در اثر تشدید تبهکاری های " جاعش " سرزنش کنندگان به پیشگامان مبارزه فزونی یافته اند ، فخر و مباهات در طول تاریخ برای چنین نیرو های شجاع و نخبه ، ثبت شده و خواهد شد .

Atefeh Eghbal
 ممنون که به این نکته درست تاکید کردید. بله فخر و مباهات تاریخ چنین نیروهای شجاع بودند که بر خلاف جریان آب شنا می کردند.

Hooshang Lou
متاسفانه در اين شرايط وحشتناك كنوني كه احتياج به اين نسل داريم ولي نسل هاي كنوني اين فداكاري ها را نميكنند ما فقدان ان نسل قبل از انقلاب رااحساس ميكنيم

Mahin Arjomand
افسوس چه گل های که پرپر شدند چه بچه های که بی پدر و مادر شدند

Mohamad Elahi
دوران آرمان گرای و امروز دوران ریا و دغل و حیله

Maliheh Meier
داستان‌ اندیشه هایی که فکر می‌کردند راه درستی را در پیش گرفتند و امروز باعث تاسف و ندامت هستند.

Victoria Archad
سپاسگزار از نوشتارها.

نیما استادسرای
عاطفه عزیز مکتوب کن هر چه داری

Simin Alishahi
به گفته محمود فرشچیان..بیشتر اثارش انهایی که دختر کشیده منظورش دخترش است..ولی پدر خیلی کاسه لیس اخوند ها است...و با اخوند ها عیاق




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر